آکام و لینوکس

رابطه من با لینوکس همیشه دارای فراز و نشیب های زیادی بوده و اتفات خوب و بد زیادی در این رابطه برای من پیش اومده ولی با همه اینها بالاخره من احتمالا برای همیشه لینوکسی شدم و به یکی از اهداف زندگیم رسیدم و از این بابت خیلی زیاد خوشحالم. تو این نوشته قصد دارم کوتاه درباره رابطه خودم با لینوکس و وضیعیت فعلی که در دنیای لینوکس دارم حرف بزنم.

اولین آشنایی

من قبل ها کلمه لینوکس رو توی کتاب کامپیوتری که بچه های ریاضی احتمالا  سال سوم می خونن دیدم ولی اصلا به نظرم جالب نیومد. یه عکس هم از نسخه ای از لینوکس که بومی بود و شاید دانشگاه شریف توسعه می داد گذاشته بودن.

مدتی بعد یه فیلم که کسی با نام کاربری s0h3!l یا یه همچین چیزی از وبسایت اوبونتو فروم از دسکتاپ اوبونتوی 14.04 ضبط کرده بود رو دیدم. اون فیلم به قدری جذاب و دوست داشتی بود که منو عاشق لینوکس کرد.

مدتی بعد نمی دونم چطوری ولی با جادی آشنا شدم و ویدیو کست هاش رو دیدم و اونجا بود که قدرت و عظمت لینوکس رو در عمل دیدم و بشدت علاقه شدیدی به این پیدا کردم که حتما لینوکس رو تست کنم.

اولین نصب

اما اولین نصب من بر می گرده به زمانی که یروز تو سلف دانشگاه یکی از دوستام به اسم محمد حسن گفت که یه نسخه از لینوکس 15.04 فکر کنم داره و منم با حسرت برگشتم گفتم که حیف نمی تونم نصبش کنم آخه واسه اون ترم مجبور بودم از ویژوال استودیو استفاده کنم البته می دونم که دلیل مسخره ایه 🙂

محمد حسن گفت خب تو ماشین مجازی نصبش کن. منم با تعجب برگشتم گفتم ماشین مجازی چیه؟!! بعد اومد و با هم اوبونتو رو نصبش کردیم. سرعت نصبش واقعا شگفت انگیز بود و منو محو خودش کرد.

کم کم دیگه کار با لینوکس تو شبیه ساز برام جذابیتی نداشت و دلم میخواست تو یه محیط واقعی تستش کنم و البته لازمه اینجا ذکر کنم که لایو بوت کردن رو اون موقع هنوز بلد نبودم یا شایدم جرعت نداشتم. خلاصه بعدا که یادش گرفتم بعضی وقت ها اون رو لایو بوت می کردم و باهاش خوش بودم.

خود درگیری 🙂

اسم این بخش واقعا همینه .. خود درگیری. وقتی ویندوز روی سیستم من بود به خودم فحش می دادم که واقعا چرا دارم از ویندوز استفاده می کنم؟!! و بلافاصله سیستم من از ویندوز مهاجرت می کرد به لینوکس. در عرض کمتر از ۴۸ ساعت دوباره لینوکس جای خودش رو به ویندوز می داد 🙁

شاید باورش سخت باشه شایدم نباشه نمی دونم .. از ترم اول دانشگاه یعنی از آذر ۹۴ تا همین چند وقت پیش یعنی نمیه دوم شهریور ۹۶ همین رویه ادامه داشت تا اینکه یروز مثل همیشه لینوکس رو نصب کردم ولی اینبار واقعا نمی دونم چی شد و من هنوز برنگشتم به ویندوز

بین خودمون باشه .. چند روز پیش دوباره ویندوز رو نصب کردم اما نه برای فرار از لینوکس، برای حل یه مشکل مسخره ویندوزی که واقعا ازش متنفرم ولی الان دوباره روی لینوکس هستم واین واقعا عالیه و حس خوبی بهم میده ..

 

و اما حالا ..

لپ تاپ بیچاره من الان داره اوبونتوی ۱۷.۱۰ رو اجرا میکنه .. البته تا قبل از ۱۹ اکتبر اوبونتو گنوم ۱۷.۰۴ روش بود ولی الان یه اوبونتو خالص روش نصبه و یجورایی تونسته تو دلم جا بگیره جوری که تصمیم دارم همین سیستم رو تا وقتی که اوبونتو ۱۸.۰۴ منتشر بشه نگه دارم.

در نهایت تنها یه حرف دارم. لینوکس رو تست کنید. شاید عاشقش شدید و شاید متنفر و البته این احتمال هم هست که مثل من در لبه عشق و نفرت باستید 🙂

من فعلا از اوبونتو استفاده می کنم چون واقعا ساده و سرراسته. یه جایگزین عالی برای ویندوز. یه سیستم عامل عالی برای کسی مثل من که تازه وارد دنیای لینوکس شده ولی بعد ها دوست دارم توضیع هایی مثل آرچ رو هم تست کنم اما فعلا روی همین اوبونتو خواهیم موند 🙂

 

راستی تا یادم نرفته اینم بگم که می خوام بیشتر درباره زندگیم تو لینوکس و اوبونتو بنویسم پس به احتمال زیاد در آینده نزدیک مطالب بیشتری با این موضوع رو در وبلاگ آکام منتشر خواهم کرد.